محمد يار بن عرب قطغان
82
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
شتافت . و امير محمد برندوق برلاس گفت كه هرگاه به عزم رزم اعدا به نواحى بلخ « 1 » رويم ، كپك ميرزا به داعيهء تسخير ممالك خراسان لشكر به ظاهر بلدهء هرات خواهد كشيد و مردم شهر نيز بالطبع خواهان حكومت امير محمد ولى بيگ مىكنند . « 2 » و امير شيخ على طغاى و يوسف على كوكلتاش از محافظت آن بلده به خاطر آمده به « 3 » كپك ميرزا خواهند داد و بعد از وقوع آن صورت ، اكثر امرا و لشكريان كه كوچ و متعلقان در آن بلده دارند از ما روىگردان خواهند شد و به هرات خواهد رفت ، پس انسب و اولى آنكه اين زمستان به دفع دشمن خانگى كرده ، در اول فصل بهار از روى جمعيت خاطر به قتال سپاه مخالفان پردازيم . در اثناى آن گفتوگوى خبر رسيد كه امير سلطان قلماق و لشكريان از محمد خان شيبانى امان طلبيده ، ابواب قبة الاسلام بلخ را گشاده است و از بيم شوكت گردون به مراتب خانى پيوسته . بنابرآن ، مولانا ختايى كه محبوس بود مرخص گشته ، سنگ تفرقه در رشتهء جمعيت سلاطين و امراى خراسان افتاده ، از ايشان به سرعت روى به اوطان « 4 » نهاده . و محمد خان شيبانى « 5 » ( 51 الف ) نيز مظفر و منصور و كامران « 6 » علم مراجعت به مستقر دولت برآورده ، فرزند خود خوارزم شاه را به « 7 » حكومت « 8 » بلخ گذاشت . ذكر رايات توجه خاقان گيتىستان محمد خان شيبانى به [ ييلاق مرل ] و تسخير نمودن آن ولايت بعون ملك منّان « 9 » چون دوران استيلاء فصل شتّاء به نهايت « 10 » و اختتام رسيد ، سلطان بديع آثار « 11 » بهار و سپاه رياحين و ازهار « 12 » به فضاى صحرا و بساتين كشيد و جنود برودت و سرما از هجوم لشكريان فيروز قرين « 13 » منهزم گشت و خاقان شرقى انتساب آفتاب خانهء بهرام را مسخر ساخته ، رايت نخوتش « 14 » از چرخ هفتم درگذشت .
--> ( 1 ) . س : « بلخ » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : مىكند . ( 3 ) . س : با . ( 4 ) . س : اولكان . ( 5 ) . ت : « شيبانى » ندارد . ( 6 ) . س : كامران و ( 7 ) . ت : در . ( 8 ) . ت : « حكومت » ندارد . ( 9 ) . س : « مصلحت نمودن آن ولايت بعون عنايت ملك منّان » ؛ ت : « ذكر توجه خاقان گيتىستان محمد خان شيبانى و تسخير نمودن » . ( 10 ) . س : در اوان استيلا فصل شتا و احتشام ( 11 ) . س : اسار . ( 12 ) . ت : لالهها . ( 13 ) . ت : فيروزين . ( 14 ) . س : حوتش